مبانی قیمت‌گذاری و مداخلات دولت در اقتصاد

دکتر مرتضی زمانیان، عضو هیأت علمی دانشگاه امیرکبیر، در نخستین یادداشت از این مجموعه به بررسی مبانی قیمت‌گذاری و مداخلات دولت در اقتصاد پرداخته است. او این مسئله را از دو منظر اقتصادی (کارایی، رفع شکست بازار) و حقوقی (حدود اختیارات دولت در مالکیت خصوصی) واکاوی می‌کند. مداخلات دولت به سه دسته‌ی تنظیمی، حمایتی و رفاهی تقسیم می‌شوند که هر یک توجیه خاص خود را دارند. نویسنده با اشاره به بازار خودروی ایران به‌عنوان نمونه‌ی عینی، نشان می‌دهد که قیمت‌گذاری در انحصارهای ساختاری، نه‌تنها رانت را از بین نمی‌برد، بلکه آن را به دلالان و اقشار مرفه منتقل می‌کند.

کارایی تخصیصی و تطبیقی در قیمت‌گذاری؛ مفهوم بازار آزاد و نیاز به نهادها

دکتر جواد اقدس‌طینت در بخش پایانی نشست علمی خود در اندیشکده مناط به تبیین دو مفهوم بنیادین «کارایی تخصیصی» و «کارایی تطبیقی» در نظریه‌های قیمت‌گذاری می‌پردازد. او نشان می‌دهد که کارایی تخصیصی مبتنی بر فرض‌های آرمان‌شده‌ی اطلاعات کامل و تعادل ایستا است، در حالی که کارایی تطبیقی بر فرایند یادگیری، آزمون و خطا و اصلاح تدریجیِ رفتارِ کنشگران در بستر نهادهای منعطف استوار است.

نقد مفهوم رقابت کامل در حکمرانی بازار از منظر اقتصاد نهادگرا

دکتر جواد اقدس‌طینت در در دومین بخش از نشست علمی خود در اندیشکده مناط ادامه‌ی تحلیل‌ از منظر اقتصاد نهادگرایانه‌، به نقد مفهوم رقابت کامل می‌پردازد و آن را فرضی انتزاعی و غیرقابل‌تحقق در دنیای واقعی معرفی می‌کند. او نشان می‌دهد که در عمل، بنگاه‌ها همواره در جستجوی مزیت نسبی و سود اقتصادی هستند و همین رقابت برای کسب سود، موتور پویایی و پیشرفت اقتصادی محسوب می‌شود. در ادامه، به چرایی سیطره‌ی سرمایه بر کار پرداخته و آن را ناشی از تفاوت ظرفیت پذیرش ریسک می‌داند. همچنین، رویکرد اسلامی به بازار را مبتنی بر پالایش رفتارهای اخلاقی و نظارت بر ناهنجاری‌ها معرفی می‌کند، نه کنترل مستقیم قیمت.

بازخوانی شکل‌گیری قیمت؛ نقد نئوکلاسیک‌ها و نگاهی نهادگرا به مبادله و رقابت

دکتر جواد اقدس‌طینت، عضو هیأت علمی پژوهشگاه قوه‌ی قضاییه، در اولین بخش از نشست علمی خود در اندیشکده مناط به بررسی چگونگی شکل‌گیری قیمت و سازوکار مبادله از منظر اقتصاد نهادگرا پرداختند. وی با نقد رویکرد نئوکلاسیکی که بازار را عرصه‌ای مکانیکی با فرض اطلاعات کامل و عقلانیت مطلق می‌داند، بر نقش ارزش‌های ذهنی، تفاوت انگیزه‌ها و هزینه‌های مبادله تأکید می‌کند. از نگاه او، قیمت نه یک نقطه‌ی تعادلی، بلکه حاصل تلاقی ارزش‌های ذهنی خریدار و فروشنده در یک بازه است و مبادله‌ی داوطلبانه منجر به خلق ارزش و افزایش رفاه ذهنی جامعه می‌شود.