موضع اقتصاد اسلامی نسبت آثار جانبی

    مقدمه: راهکار اسلامی؛ کارکرد فقهی مباحث مطرح‌شده تا اینجا با هدف تبیین مفهوم «آثار خارجی» و بررسی دیدگاه‌ها و راهکارهای موجود درباره آن ارائه شد. آثار خارجی پدیده‌ای مختص جوامع غربی نیست، بلکه در همه زمان‌ها و مکان‌ها وجود داشته است؛ هرچند مصادیق آن در جوامع مختلف تفاوت داشته باشد. ازاین‌رو، جامعه اسلامی […]

تصویر استاد سعید گودرزی

استاد سعید گودرزی

 

 

مقدمه: راهکار اسلامی؛ کارکرد فقهی

مباحث مطرح‌شده تا اینجا با هدف تبیین مفهوم «آثار خارجی» و بررسی دیدگاه‌ها و راهکارهای موجود درباره آن ارائه شد. آثار خارجی پدیده‌ای مختص جوامع غربی نیست، بلکه در همه زمان‌ها و مکان‌ها وجود داشته است؛ هرچند مصادیق آن در جوامع مختلف تفاوت داشته باشد. ازاین‌رو، جامعه اسلامی نیز ناگزیر است درباره این مسئله بیندیشد و برای آن راه‌حل ارائه کند.

اکنون که مجموعه‌ای از راهکارهای اقتصادی، مانند «مالیات پیگویی» یا «راهکارهای مبتنی بر حقوق مالکیت و مبادله»، مطرح شده‌اند، پرسش اصلی این است که موضع اقتصاد اسلامی در قبال این راهکارها چیست؟ آیا باید آن‌ها را پذیرفت، اصلاح کرد یا کنار گذاشت؟

 

برای پاسخ به این پرسش، می‌توان سه گام اساسی را مطرح کرد:

 

گام اول: متناسبسازی (سازگار کردن با فقه اسلامی)

 

در بررسی یک مسئله اقتصادی در چارچوب اقتصاد اسلامی، نخستین اقدام کنار گذاشتن کامل راهکارهای پیشنهادی نیست، بلکه باید بررسی شود که آیا این راهکارها با آموزه‌های اسلامی سازگار هستند یا خیر. برای مثال، باید دید آیا در این راهکارها عناصری مشابه ربا یا دیگر محرمات شرعی وجود دارد یا نه. اگر تعارض آشکاری وجود داشته باشد، آن بخش باید حذف شود؛ اما در صورت نبود تعارض، ممکن است بتوان راهکار مزبور را حفظ یا اصلاح کرد. این همان کارکرد نخست فقه است: بررسی تعارض‌ها و متناسب‌سازی راهکارهای اقتصادی با مبانی شرعی.

 

گام دوم: کارآمدسازی (تقویت راهکارها با ظرفیتهای فقهی)

 

در مرحله دوم، باید توجه داشت که خود اقتصاددانان غربی نیز به ناکارآمدی بسیاری از این راه‌حل‌ها اذعان کرده‌اند. نمونه روشن آن، وضعیت محیط‌زیست و آلودگی هواست. مالیات پیگویی که قرار بود میزان آلودگی را به سطح بهینه برساند، در عمل نتوانسته است به‌طور کامل به این هدف دست یابد. همچنین در مسئله ترافیک، با وجود اجرای برخی سیاست‌ها، نتایج مطلوب حاصل نشده است.

 

از سوی دیگر، در مرحله متناسب‌سازی، برخی اجزای این راهکارها به دلیل تعارض با مبانی شرعی کنار گذاشته می‌شوند و همین مسئله ممکن است کارایی آن‌ها را کاهش دهد. بنابراین، لازم است از ظرفیت‌های موجود در فقه اسلامی برای تقویت این راهکارها استفاده شود تا کارآمدی بیشتری پیدا کنند. این کارکرد دوم فقه در مسئله آثار جانبی است: بهره‌گیری از قواعد فقهی برای ارتقای عملکرد سیاست‌های اقتصادی.

 

گام سوم: جایگذاری مطلوب (تعریف جایگاه آثار خارجی در نظام اقتصادی اسلام)

 

گام نهایی آن است که مسئله آثار جانبی نه‌فقط در چارچوب سازوکار بازار، بلکه در بستر کلی مبانی اقتصادی اسلام بررسی شود. پرسش اساسی در اینجا آن است که آیا در اقتصاد اسلامی نیز «سازوکار بازار» به‌عنوان شیوه اصلی تخصیص منابع پذیرفته شده است یا اینکه اسلام سازوکارهای دیگری را پیشنهاد می‌کند؟

 

در اسلام، در بسیاری از عرصه‌ها اختیارات گسترده‌ای برای دولت پیش‌بینی شده است. ازاین‌رو، لازم است جایگاه آثار جانبی و نقش دولت در مدیریت آن، بر اساس نصوص شرعی و قواعد کلی اسلامی، مورد بررسی قرار گیرد.

 

 

جمعبندی کارکردهای فقهی

 

به‌طور خلاصه، در مواجهه با مسئله آثار جانبی، دو کارکرد اصلی برای فقه قابل شناسایی است:

 

متناسبسازی: سازگار کردن راهکارهای اقتصادی با مبانی اسلامی و حذف یا اصلاح موارد تعارض.

 

کارآمدسازی: تقویت راهکارهای موجود با بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و قواعد فقهی، به‌گونه‌ای که بتوانند در یک نظام اقتصادی اسلامی به شکل مؤثر عمل کنند.

 

متناسبسازی راهکارها با مبانی فقهی

 

اصل بازگشت منافع و زیانها به عامل اقتصادی

یکی از اصول بنیادین در آموزه‌های اسلامی آن است که منافع و زیان‌های هر فعالیت اقتصادی باید به خود عامل اقتصادی بازگردد؛ چه به‌صورت مستقیم و چه از طریق مبادله مشروع. به بیان دیگر، فردی که فعالیت اقتصادی انجام می‌دهد، سزاوار بهره‌مندی از منافع آن است و در عین حال باید زیان‌های ناشی از فعالیت خود را نیز بر عهده بگیرد. انتقال سود یا زیان به دیگران تنها در صورتی معتبر است که در قالب مبادله‌ای عادلانه و همراه با مابه‌ازا صورت گیرد.

 

پشتوانههای فقهی اصل بازگشت منافع و زیانها

این اصل در فقه اسلامی پشتوانه‌های متعددی دارد. قواعدی همچون «اکل مال به باطل»، «قاعده اتلاف» و «قاعده لاضرر» همگی بر این نکته دلالت دارند که پیامدهای فعالیت اقتصادی نباید بدون ضابطه و بدون مابه‌ازا بر دیگری تحمیل شود. همچنین، لزوم «تجارت عن تراض» در قرآن کریم بر شرط آگاهی و رضایت طرفین تأکید دارد. به این معنا که حتی اگر فردی بخواهد بالاتر یا پایین‌تر از قیمت بازار معامله کند، مادامی که آگاهی و رضایت طرفین برقرار باشد، معامله صحیح است و ضرری به‌ناحق بر کسی تحمیل نمی‌شود.

 

استثنائات و تخصیصها در آموزههای اسلامی

در کنار این اصل کلی، آموزه‌های اسلامی استثنائات مهمی نیز بیان کرده‌اند. در برخی موارد، امکان بهره‌مندی از منافع بدون مبادله به رسمیت شناخته شده است؛ مانند «حقّ المارّه» که به رهگذر اجازه می‌دهد از میوه باغ دیگری، بدون پرداخت بها و به‌صورت محدود، استفاده کند. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که در برخی شرایط، انتقال منفعت بدون مابه‌ازا در منظومه فقهی اسلام مشروع دانسته شده است.

علاوه بر این، برخی قواعد فقهی نقش تخصیص‌دهنده نسبت به قواعدی مانند لاضرر دارند. برای مثال، قاعده «سلطنت» به مالک اجازه می‌دهد در اموال خود تصرفاتی انجام دهد ـ حتی اگر این تصرفات به زیان دیگری بینجامد ـ مشروط بر آنکه این زیان به‌صورت ظلم‌آمیز تحمیل نشود. نمونه‌هایی چون روشن‌کردن آتش در ملک شخصی، حفر چاه یا سایر تصرفات مشابه، در منابع فقهی به‌عنوان مصادیقی از استثنا بر اطلاق قاعده لاضرر ذکر شده‌اند.

موارد دیگری نیز وجود دارد که نشان‌دهنده تنوع دیدگاه‌های فقهی است؛ مانند اختلاف‌نظر درباره مالیت برخی اشیاء (برای مثال شراب) یا پذیرش و عدم پذیرش جبران برخی اقسام عدم‌النفع. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که دستگاه فقه اسلامی، در عین تأکید بر اصل بازگشت منافع و زیان‌ها، مجموعه‌ای از استثنائات و قیود را نیز پذیرفته است که در شرایط خاص می‌توانند دامنه این اصل را تعدیل یا تخصیص دهند.

 

تطبیق راهکارهای اقتصادی با فقه اسلامی

در نتیجه، هنگامی که راهکارهای اقتصاد معاصر برای حل مسئله آثار خارجی ـ از جمله مالیات پیگویی، قواعد حقوق مالکیت یا نظریات نهادگرایانه ـ بررسی می‌شوند، نخستین مرحله تطبیق با فقه اسلامی آن است که مشخص شود این راهکارها تا چه اندازه با اصول و استثنائات موجود در آموزه‌های اسلامی سازگارند. برخی از این راهکارها ممکن است با اصولی همچون لاضرر و اکل مال به باطل هماهنگ باشند؛ با این حال، باید توجه داشت که فقه اسلامی استثنائات متعددی دارد که می‌توانند دامنه کاربرد این اصول را محدود کنند.

 

نیاز به پژوهش فقهی و چارچوب کلی

این مرحله از متناسب‌سازی همچنان نیازمند پژوهش عمیق و کار فقهی گسترده است. بسیاری از مباحث در این زمینه هنوز به‌صورت نظام‌مند تدوین نشده‌اند و به بررسی‌های تفصیلی بیشتری نیاز دارند. با این حال، چارچوب کلی بحث روشن است و می‌تواند مبنایی برای ادامه پژوهش در مراحل بعدی، یعنی کارآمدسازی و تحلیل نهایی راهکارها، فراهم آورد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید